این ویبلاگ برای انکشاف فردی و اجتماعی مسلمانان طراحی شده است



ابعاد قابل شناخت خودی

طوری که گفته شد، وقتی خودی تحقق می یابد ما آن را از چهار طریق می شناسیم که عبارت اند از معارف، باور ها، روابط و عملکرد ها. اینک هرکدام این ها را به صورت مختصر به بحث می گیریم.

اول: باور ها: شامل عقاید، پیش فرض ها، اهداف، بدیهیات، طرز فکر ها، تصویر های ذهنی و احساسات می شوند، سنگ تهداب شخصیت انسان را می سازند. باور ها یا از روی شناخت (پخته شدن و بدیهی شدن شناخت) و یا هم به میخانیکیت های دیگری از قبیل پیروی، تقلید، تلقین، همنوایی با جامعه و غیره روش ها در تأثر از محیط شکل می گیرند.

دوم: معارف یا شناخت ها: این بخش شامل نحوه درک یا فهم ما از خود و جهان ماحول است که در اثر فعالیت هایی چون دقت، رجوع به حافظه، تحلیل، ترکیب، قضاوت و بالاخره بیان و مفاهمه به وجود می آیند. آموزش وسیله یی است که معارف یا شناخت ما را از حقیقت بیشتر می سازد، و انسان به تدریج به شناخت از خود و جهان بیرونش می افزاید و این روند به واسطه تلاش و کوشش شخصی تشدید و تسریع می شود. 

سوم: روابط: این بخش بیشتر شامل نحوه ارتباط یک فرد با سایر افراد یا به طور کل با محیط است که بیشتر در اثر مفاهمه با سایرین به وجود می آید. در روابط سه موضوع اهمیت زیاد دارد که یکی کیفیت (هدفمندی و سازماندهی روابط)، دوم عمق (درجه شناخت و تعهد متقابل) و سوم وسعت (تعدادی که در این روابط شامل اند از نظر کمیت) می باشد. این بخش خودی هم بیشتر از طریق بیرونی یعنی توسط دیگران دریافت و ارزیابی شده می تواند.

چهارم: عملکرد ها: که شامل قدرت تصمیم گیری، واکنش، عادات، رفتار و در مجموع کار کرد های ارادی شخص است. به شکل خاص در این جا عملکرد ها تصامیم عملی ارادی شخص است که اراده هر شخص وابسته به نحوه باور ها، درجه معرفت، و ارتباط وی با محیط است.  

خصوصیات این چهار بعد خودی

این چهار بعد خودی خصوصیات عمده ذیل را دارا می باشند:

1.                  باعث تمایز هر فرد انسانی از دیگرش می شوند. و یا به عبارت دیگر همین چهار بخش است که شخصیت هر انسان و یا فرهنگ هر جامعه را می سازند. هر فرد انسانی از نظر این چهار بعد خودی نسبت به دیگرش متفاوت است و یا به عبارت دیگر هر انسان منحصر به فرد است، و هیچ دو شخصی پیدا نمی شود که از نظر این چهار بعد خودی کاملاً با هم یکسان باشند، بناً بهترین وسیله شناخت و تمییز هر فرد را همین ها تشکیل می دهند. ما در زنده گی روزمره بدون این که زیاد متوجه باشیم همین چهار عنصر را محک شناخت افراد قرار می دهیم. مثلاً برای این که شخصی را بشناسیم و او را از سایرین متمیز بسازیم می گوییم پسر یا دختر فلان کس است، در فلان موسسه کار می کند، یا دوست فلان کس است (روابط) یا می گوییم داکتر، انجنیر، و غیره است (معارف و شناخت)، یا او را منحیث یک فرد مسلمان، خوشبین، وطن پرست، ویا برعکس بدبین، خرافاتی وغیره (که اشاره به باور های وی دارد) از دیگران تمیز می دهیم و یا هم به نام شخص صالح، خراب کار، کارکن، بیکاره، عصبانی مزاج یا خوش خلق و غیره (که همه به عادات و عملکردها اشاره می کنند) مشخص می سازیم و به این وسیله شناخت خود را از شخصیت وی تعبیر می کنیم.

این ابعاد خودی به اراده و خواست خود شخص قابل تغییر اند. این چهار بعد خودی به صورت ایستا و ساکت نمی باشند، بلکه همیشه قابل تغیر و تحول اند. مثلا یک شخصی که به زنده گی بدبین است می تواند در اثر اصلاح در باور ها به یک شخص خوشبین متحول شود. یا با فراگیری علوم جدید، کسب دیپلوم، شهادت نامه و غیره در درجه تحصیل، مقام علمی و معرفت خود تحول بیاورد. یا دوستان Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";} 1.                  خود را در اهداف و کار های خود و باور های مثبت خود شریک بسازد، در صدد ایجاد دوستی های جدید فعالانه بکوشد، دوستان و نزدیکان فراموش شده را دو باره به خود نزدیک بسازد. و یا هم دست به اقدامات عملی در صدد اجرای کاری یا هدفی بزند، و بالاخره ظرفیت های پنهانی خودش را در عملکرد هایش تظاهر بدهد. به این ترتیب انسان همیشه در تغییر و تحول است و این تغییر بیشتر به خواست و اراده خود شخص بسته گی داشته و به صورت کامل توسط سایرین غیر قابل پیش بینی است. این چهار بعد خودی باهم دیگر ارتباط مستقیم دارند و تحول، تغییر ویا اصلاح در هر کدام آن بالای ابعاد دیگر نیز تأثیر می کند و درنتیجه کل شخصیت یا فرهنگ انسان متغیر می گردد. هر کدام از این چهار بعد خودی را که در نظر بگیریم، و تحولی در آن بیاوریم، آن تغییر باعث تحولی در سایر ابعاد نیز می گردد. مثلاً اگر شخصی با صرف عمر در تحصیل علم به معارف و شناخت خود می افزاید، باور های وی نیز اصلاح می گردد، در ارتباطات وی نیز تغییرات می آید و اشخاص بیشتری را بهتر می شناسد و خود وی هم توسط دیگران بهتر شناخته می شود، و در عادات، طرز تصمیم گیری و جرآت وی در عملکرد ها نیز تغییر می آید. به همین سبب مکتب و مدرسه و دانشگاه مورد علاقه اکثریت مردم اند و همه می دانند که با کسب علم در آن ها تغییرات اساسی رونما می گردد. یا اگر باور ها را در خود بازنگری می کند نیز سایر ابعاد تغییر می کند. مثلاً همین که باور های افراد در مورد خداوند جل جلاله (ج)، در مورد دین، آخرت، زنده گی و غیره مسایل تغییر می کند، بدون این که این باور ها در اول با معارف و یا سایر ابعاد ارتباطی داشته باشد، به تدریج بخش های دیگر را نیز متأثر می سازد. و یا تنها ارتباط افراد با سایرین هم می تواند این تغییرات را بیاورد. مثلاً والدینی که به این موضوع پی برده اند همیشه کوشش می کنند تا در انتخاب دوست و همنشین مناسب به اطفال خود کمک کنند، زیرا می دانند که تنها با همین یک تغییر تمام ابعاد زنده گی آن ها دگرگون شده می تواند. تغییر در عملکرد ها نیز باعث تحول سایر ابعاد می گردد. به همین سبب علمای روانشناسی مکتب سلوکی، تنها به همین بخش خودی توجه دارند و عقیده دارند که با وارد کردن تغییر در عملکرد ها (عکس العمل ها، عادات و سلوک شخص) سایر ابعاد شخصیت وی نیز متغیر می گردد و از همین روش برای معالجه بیماران روانی استفاده می کنند. علمای فقه و قانون دانان نیز به اهمیت این حقیقت پی برده و به آن اهمیت زیاد می دهند، و به این نظر اند که با کنترول و اصلاح عملکرد ها می توانند جامعه و افراد ایدیالی را به وجود آورد. به این ترتیب تغییر و تحول در هر کدام از این چهار بخش خودی سایر بخش ها را نیز متأثر ساخته و در نتیجه کل شخصیت یک فرد یا فرهنگ یک جامعه را دگر گون می سازد. ولی تغیر اساسی و انکشاف واقعی زمانی مطرح است که تمام این ابعاد متغیر یا متحول شوند، تغییر از هر بخشی که آغاز شده باشد.
+ نوشته شده در  Wed 28 Jul 2010ساعت 23:39  توسط بشیر احمد حمید  |